در خاطره ای که( تویی)دیگران فراموشند
بگذار در گوشت بگویم"می خواهمت".....
این خلاصه ی
تمام حرف های عاشقانه دنیاست
(دروغ)

شیشه احساس مرا دست نزن
چند شم میشود ازلک انگشت دروغ
ان که میگفت که احساس مرا میفهمد....
کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت
(تکیه کلام)

دوست دارم
تکیه کلام تو بود
من بی جهت به ان تکیه دادم

کاش میدونستی
اونی که نشسته همیشه خسته نیست
شاید جایی واسه رفتن نداره

روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند
و نمره من باز صفر می شود
هنوز نبودنت دا یاد نگرفتم
(قدر ندانستی)

ارزوی خیلی ها بودم
از ان دست نیافتنی هاشون
ساده اسیرت شدم
که قدر ندانستی








در همان کوچه پسکوچه هاي زندگيم که از يک روز زمستانی 12/10آغاز شد تا امروز که دارم مينويسم و با آن نه چندان تجربه هاي تلخ و شيرين، با آسمان قرار گذاشتم تا عشق را در آن پيدا کنم... در اتاقي که به اندازه يک تنهايي است، دل من که به اندازه یک عشق است، به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مي نگرد؛ به زوال زيباي گل ها در گلدان، به نهالي که تو در باغچه خانه ي ما کاشته اي! و به آواز قناري ها که به اندازه يک پنجره مي خوانند...آه...سهم من اينست!، سهم من اينست! سهم من آسماني است که آویختن پرده ای آن را از من میگیرد (..')/♥ ♥('..) .♥/. = .█/. _| |_ ♥ _| |_